اصطلاح «جهان باز» در بازیهای ویدئویی به فلسفهای در طراحی اشاره دارد که به بازیکنان اجازه میدهد محیطهای وسیع و غیرخطی را با ابتکار عمل و به ارادهی خودشان کشف کنند. بر خلاف بازیهای خطی که بازیکن را از مسیرهای از پیش تعیینشده و مراحل مشخص عبور میدهند، عناوین جهان باز آزادی عمل گستردهای در اختیار گیمرها میگذارند؛ از انتخاب ماموریتها گرفته تا نحوهی رویارویی با دشمنان یا حتی صرفا پرسهزدن در دنیا برای کشف رازهای پنهان.
جذابیت بازیهای جهان باز در غوطهور کردن بازیکن نهفته است. یک دنیای باز طراحیشده بهخوبی زنده به نظر میرسد؛ با اکوسیستمهای پویا، شهرهای پرجنبوجوش و روایتهایی که به تصمیمات بازیکن واکنش نشان میدهند. این بازیها مرز میان داستانگویی و اکتشاف را محو میکنند و هم ماموریتهای ساختاریافته و هم فرصتهایی برای تجربههای خودجوش ارائه میدهند. برای بسیاری از بازیکنان، این آزادی حس مالکیت و ماجراجویی ایجاد میکند و تجربهای فراموشنشدنی میسازد.
در ادامه برخی از بهترین بازیهای جهان باز معرفی میشوند؛ آثاری که هر یک چشماندازی منحصربهفرد از آزادی، روایت قصه و کاوش در دنیای بازی ارائه دادهاند.

The Legend of Zelda: Breath of the Wild
نینتندو با این شاهکار مفهوم بازیهای جهان باز را دگرگون کرد. این بازی با نقشهای عظیم و سیستمهایِ بدیع و خلاقانه در تعامل با محیط، فرانچایز زلدا را بازآفرینی کرد. مکانیکهای مبتنی بر فیزیک به بازیکن اجازه میدهند پازلها را به شکلی خلاقانه حل کند؛ چه با بالا رفتن از صخرهها، چه استفاده از آتش برای ایجاد جریان هوا یا حتی آزمایش در آشپزی و ترکیب مواد مختلفی که در طبیعت یافت میشوند. اکتشاف همواره پاداش دارد؛ از زیارتگاهها و گنجینههای مخفی گرفته تا مناظری خیرهکننده، با گشت و گذار در دنیایِ خیال انگیز و زیبای این بازی همیشه نتیجهی وقتی که برای ماجراجویی گذاشتهاید را خواهید دید. طراحی این بازی کنجکاویِ شما را تحریک میکند و باعث میشود هر تجربه به سفری شخصی و غیرقابل پیشبینی تبدیل شود.

The Witcher 3: Wild Hunt
سیدی پراجکت رد با ویچر ۳ استاندارد تازهای برای داستانسرایی تعریف کرد. وسعت دنیای این اثر واقعا چشمگیر است، اما چیزی که آن را استثنایی میکند عمق ماموریتهایی هست که بسیاری از آنها ماموریتهای فرعی هستند. حتی همین مراحل فرعی با همان دقت خط داستانی اصلی نوشته شدهاند و اغلب بازیکن را با دوراهیهای اخلاقی دشواری روبهرو میکنند. از سرزمینهای جنگزدهی ولن تا خیابانهای شلوغ نوویگراد، بازی جهانی تاریک و پیچیده از فانتزی ارائه میدهد که سرشار از ماجراجویی است. برای بازیکنانی که به دنبال روایتی عمیق در فضایی جهانباز هستند، ویچر 3 واقعا اثر بیرقیب باقی مانده است.

Grand Theft Auto 5
جیتیای وی نمونهای کامل از طراحی یک شهر مدرن به صورت سندباکس است. شهر خیالی «لس سانتوس» با جزئیات خیرهکنندهای زنده و پویا به نظر میرسد و یک پارودی از آمریکا مدرن است. بازیکنان میتوانند میان سه شخصیت اصلی با دیدگاهها و ماموریتهای متفاوت جابهجا شوند و همزمان از اکشن فوق العادی بازی آزادانهی لذت ببرند؛ از مسابقهی اتومبیل و پرواز با هواپیما گرفته تا گشت و گذار در خیابانهای شهر. بخش آنلاین آن، GTA Online، تجربهی بازی را به یک زمین بازی برای تعاملات اجتماعی و پیچیده تبدیل کرده است. هرچند جیتیای 5 قدیمی شده و 12 سال از عرضهی آن میگذرد، هنوز هم یکی از مهمترین و برجستهترین بازیهای جهان باز است.

Red Dead Redemption 2
اگر GTA V پارودیِ زندگیِ شهری در قرن 21 باشد، «رد دد ردمپشن ۲» ادای احترام راکاستار به غرب وحشیِ در حال مرگ است و بسیار جدی و عمیق قصهی خود را روایت میکند. جهانِ باز این بازی با جزئیات بینظیر ساخته شده؛ از رفتار حیوانات گرفته تا سیستمهای آبوهوایی که محیط را تغییر میدهند. روایت داستانی آرتور مورگان و دار و دستهاش، در دل این دنیای وسیع بهطور ارگانیک گسترش مییابد. هر برخورد، از گفتوگوهای کنار آتش تا اتفاقاتی که در شهرها رخ میدهد، حس غوطهوری در دنیای بازی را تقویت میکند. این فقط یک دنیای باز برای اکتشاف نیست؛ بلکه دنیایی است که به انتخابهای شما واکنش نشان میدهد.

Elden Ring
فرامسافتور با ترکیب مبارزات سخت و گیمپلی دشواری که امضای این استودیوی استثنایی است، با جهانی وسیع و اسرارآمیز، «الدن رینگ» را خلق کرد. برخلاف بازیهای سنتی که بر ماموریتهای خطی تکیه دارند، این اثر بر کشف تدریجیِ دنیای اثر و قصههای آن تاکید دارد. بازیکنان با کنار هم گذاشتن قطعات داستان، انتخاب مسیرهای خود و آزمایش سبکهای نبرد در برابر باسهای عظیم، تجربهای منحصر بهفرد میسازند. سرزمینهای میانی مملو از سیاهچالهای پنهان، مناطق بههمپیوسته و رازهایی هستند که اکتشاف آنها بسیار اغنا کننده است. آزادی در اکتشاف، فرمول موفق سولزلایک را به سطحی تازه از طراحی یک نقش آفرینیِ جهان باز رسانده است.

The Elder Scrolls V: Skyrim
«اسکایریم» محصول بتسدا اغلب نخستین نامی است که با شنیدن واژهی جهان باز به ذهن میرسد. این بازی که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد، همچنان بهدلیل دنیای گسترده، جامعهی مادسازها و آزادی بیپایانش، به عنوان یک اثر نمادین در ژانر نقش آفرینی باقی مانده است. بازیکنان میتوانند داستان اصلی را دنبال کنند، جادو بیاموزند، رهبری گروههای مختلف را به دست گیرند، در جنگ داخلی که در دنیای اسکایریم در جریان است دخالت کنند یا صرفا در در دنیای زیبا و خیره کنندهی بازی پرسه بزنند. انعطافپذیری این بازی، چه در گیمپلی و چه در شخصیسازی قهرمانِ آن، باعث شده بیش از یک دهه روی پلتفرمهای متعدد زنده بماند.

Metal Gear Solid V: The Phantom Pain
هیدئو کوجیما با «فانتوم پین» مکانیکهای مخفیکاری را با آزادیِ یک اثرِ جهانباز پیوند زد. برخلاف نسخههای خطی پیشین، این قسمت به بازیکنان اجازه میدهد ماموریتها را با روشهای گوناگون پیش ببرند؛ از ابزار و تاکتیکهای نفوذ گرفته تا رویارویی مستقیم. سیستمهای سندباکس بازی خلاقیت را تشویق میکنند؛ از مدیریت «مادِر بیس» تا شخصیسازی سلاحها. هرچند داستان بهخاطر پایان ناتمام مورد بحث قرار گرفته، اما گیمپلی آن یکی از بهترین نمونههای مخفیکاری نوآورانه در محیطی جهان باز محسوب میشود.
منبع : اگزو گیم